تبليغاتX
بنده عاصی
یا رحمن
 

جز نگاه خشمگین و نفرین٬ چه می توانی بکنی با این دشمن سنگدل بی همه چیز.

گریه سکینه طبیعی است . اما این نامرد چرا گریه می کند؟!

- گریه ات دیگر برای چیست ای خبیثی که دست به شوم ترین کار عالم آلوده ای؟

نگاه به سکینه دارد و دستهای خونین خودش و گوشواره.و گریه کنان می گوید:

- به خاطر مصیبتی که بر شما اهل بیت پیامبر می رود!

با حیرت فریاد می زنی که : ( خب نکن! این چه جنایتی است که با گریه می کنی؟)

گوشواره را در انبانش جا می دهد و می گوید: ( من اگر نبرم دیگری می برد.)

استدلال از این سخیف تر؟!

وای اگر جهل و قساوت به هم در آمیزد!

دندانهایت را به هم می فشاری و می گویی:(خدا دست و پایت را قطع کند و به آتش دنیایت پیش از آخرت بسوزاند!)

و همو را در چند صباح دیگر می بینی که مختار دست و پایش را بریده و او را زنده زنده به آتش می اندازد.

.

.

.

امشب زهرا زائر کربلاست

 

+ به رشته تحرير درآمده در  ساعت 0:56  به قلم ماهٍ تابان  |