تبليغاتX
بنده عاصی
یا رحمن
 

چقدر دیر به دیر سراغت میام

هر وقت دلم میگیره

هر وقت چشمام هوای بارش داره

...

عزیز دلم تو بالای سرم نیستی دیگه اینطوری میشه٬ یعنی هستی من حس نمیکنم

تا کی میخوای باهام با کرامت و صبوری برخورد کنی٬ تا کی میخوای به روم نیاری

تا کی هی برم   هی بیام بگم ببخشید. تو هم یه سر تکون بدی و تو دلت بگی منتظرت بودم

دیگ خسته شدم

با همین دیدگان اشک آلود

از همین روزن گشوده به دود
به پرستو به گل به سبزه درود
به شکوفه به صبحدم به نسیم
به بهاری که میرسد از راه
چند روز دگر به ساز و سرود
ما که دلهایمان زمستان است
ما که خورشیدمان نمی خندد
ما که باغ و بهارمان پژمرد
ما که پای امیدمان فرسود
ما که در پیش چشم مان رقصید
این همه دود زیر چرخ کبود
سر راه شکوفه های بهار
گر به سر می دهیم با دل شاد
گریه شوق با تمام وجود

میخوام سیل را بندازم از اشکام ٬ دست خودم نیست

نمی تونم جلو شونو بگیرم

انگار با هام قهر کردن

خب حقم دارن ٬ از بس جلوشون وایستادم و گفتم نه

حالا دیگه کنارم می زنن میگن

تو آدم بشو نیستی

ما دلمون واسش تنگ شده

میخوایم بریم    اصلا به تو چه    گناهمون چیه که تو چشمای تو هستیم   اون ما رو آفریده

خیلی وقته که منتظر ما رو ببینه و تو اسیرمون کردی

اون دلش گرفتس اما مشتاق

بهشون میگم روم نمیشه بیام دیدید امشبم که رفتم تو حرم بی بی جان ( حضرت معصومه س ) به سختی رفتم و خجالت زده گنبد طلائیش بودم.

میگن تو هم سخت نگیر بیا بریم ببین داره تو رو به فرشته هاش نشون می ده

ببین یکی یکی فرشته ها از اینور و انور دارن میان ٬ ببین چه صفی درست شده واسه تماشا

بیا بریم منتظرتن ٬ نه ....

تو بغلت چه صفائی داره ٬ این بالا چه حالی میکنه آدم  تو بغل خدا

چرا خجالت زدم میکنی خدای قشنگم ٬ دارم میمیرم از شرم . طوری بغلم کردی که انگار طوری نشده و اتفاقی نیفتاده ٬ بسه دیگه مهربونم.

نطقم کور شد. تو آرزوام بود که اگه یه بار دیگه دیدمت کلی باهات حرف بزنم ولی اونقدر نوازشم کردی که به کلی یادم رفت میخواستن بهت بگم:

می شه این بار دیگه ولم نکنی تا برم و گم بشم چون هر بار که گم می شم پیدا کردنم مشکل تره

میشه از این به بعد اگه خواستم گم بشم و بیراه برم و از جلوی پشمات دورتر برم یه دونه سیلی بزنی بهم تا بپرم تو بغلت و بگم نمی رم .

خدای قشنگم میخوام گریه کنم

بذار گریه کنم ٬ بذار اشکام بیاد و باورت بشه که دوست دارم

باورت بشه که ازت جدا شدن دیوونه کنندس ٬ عینهو بچه ای که مامانشو گم کنه و حیرون دور خودش می چرخه و هر کس باهاش حرف می زنه اسمت چیه ٬ مامانت کجاست؟ خونتون کجاست ؟

فقط گریه می کنه و گریه .....

خواستم مفاتیح و باز کنم و بگم : اللهم انی اسئلک برحمتک ... که دیدم اصلا نمی تنم بخونم ٬

یعنی مال من نیست ٬ خوندن اون مال رفیقاته

مال علی

مال پسر بی نشونش مهدی

نه مال من ...

خدایا نمی تونم دیگه حرف بزنم ٬ می خوام گریه کنم ....گریه ....گریه... گریه

+ به رشته تحرير درآمده در  ساعت 1:24  به قلم ماهٍ تابان  |