تبليغاتX
بنده عاصی
یا رحمن
 

 

 

میلاد

اسد الله الغالب علی ابن ابیطالب ولد الکعبه علیه السلام

مبارک باد

 

 

 

ساعت ۶.۵ جمعه ۵/۵/۸۶ جمکران

تو راه٬ توشه ای از اون موقعهای قشنگ گذشته که از حفظ بودم(دعای عهد) رو با خودم زمزمه می کردم که یه دفعه چشمم افتاد به گنبد سبز بی حمتا٬ گنبدی که چشمای دوست و دشمن سالهاست از قبل از من و حتما بعد از من بهش دوختس ٬ تو دلم خالی شد یعنی من یه بار دیگه زنده بودم با چشمای خودم این گنبد دلربای از عالم رو می بینم.

تو مسجد نمی دونم از چی بگم٬ نماز بخونم یا گریه کنم٬ غافلگیر شدم٬ از گناهام بگم و اشک بریزم از بدبختیها و بیچارگیام که به این ذلت کشوندنم بگم یا از فیض عظما.

 ندبه کنم واسه دردای دل خودم٬ واسه دل تنگیم واست آقا ٬ یا گریه کنم و ندبه کنم واسه دردای دل شما ارباب جانم.

دردای دلی که اگه یه کم گوشم اهل ذکر باشه از در و دیوار مسجد به آسمون بلنده

آقای من ٬ شما صدها ساله محرم اسرار شیعیانتونید٬ هر کی٬ هر آرزوئی ٬ هر درد بی درمونی٬ هر مشکلی داره محرم اسرارشونید. اما محرم اسرار و غمهای شما کیه.

 دل تنگیاتونو با کی تقسیم می کنید.

 می دونم الان شما هم ندبه خونه در خونه ی خدائید و عرضه می دارید مولای من پس کی میاد اون روزی که خیل عشاق با عَلمهای یا لثارات الحسینشون پا در دکاب بریم حرم جدم حسین ع

کُپ کردم. دیگه خودم یادم رفته و حتی گناهای خودمو فراموش کردم.

یک ساعت و نیمه جز واسه دردای دل شما واسه هیچ چیز اشکم جاری نیست٬ شمائی که هر صبح عاشورا تو کربلا یه بار بالا سر نعش علی اکبر تو بغل حسین و یه بار دستان پر خون اباعبدالله به خون عبدالله رو می بینید٬ حتما می بینید و همیشه ٬ همراه مادرتون.

واسه همینه فرموده باشید یا جدا یا حسین:لاندبنک صباحا و مساء. شب و روز واست گریه می کنم ٬ اگه اشکم خشک بشه خون گریه می کنم.

 واسه اون موقعی که زینب کبری تو بزم شراب فریاد می زد یا صاحب الزمان. مگه نبود فریاد مادرش پشت در : ولدی مهدی

اینجاست همون مسجدی که صدای عجل ظهوریِ شما که عرش رو به گریه وا می داره و دل خدا رو آب می کنه بلنده و همیشه طنین اندازه.


ازتون معذرت خواهی میکنم چون من اصلا اهل اینجوری حرف زدن نیستم و خیلی رو سیاه تر از این حرفام واسه همین انقدر بد مینویسم اما کمکم کنید واسه اینکه قلمم بهتر بشه٬ واقعا کمکم کنید.

یا علی

 

+ به رشته تحرير درآمده در  ساعت 15:29  به قلم ماهٍ تابان  | 

 

 

میلاد فخر الائمه  علیه السلام مبارک باد

 

+ به رشته تحرير درآمده در  ساعت 2:42  به قلم ماهٍ تابان  | 

 

جز نگاه خشمگین و نفرین٬ چه می توانی بکنی با این دشمن سنگدل بی همه چیز.

گریه سکینه طبیعی است . اما این نامرد چرا گریه می کند؟!

- گریه ات دیگر برای چیست ای خبیثی که دست به شوم ترین کار عالم آلوده ای؟

نگاه به سکینه دارد و دستهای خونین خودش و گوشواره.و گریه کنان می گوید:

- به خاطر مصیبتی که بر شما اهل بیت پیامبر می رود!

با حیرت فریاد می زنی که : ( خب نکن! این چه جنایتی است که با گریه می کنی؟)

گوشواره را در انبانش جا می دهد و می گوید: ( من اگر نبرم دیگری می برد.)

استدلال از این سخیف تر؟!

وای اگر جهل و قساوت به هم در آمیزد!

دندانهایت را به هم می فشاری و می گویی:(خدا دست و پایت را قطع کند و به آتش دنیایت پیش از آخرت بسوزاند!)

و همو را در چند صباح دیگر می بینی که مختار دست و پایش را بریده و او را زنده زنده به آتش می اندازد.

.

.

.

امشب زهرا زائر کربلاست

 

+ به رشته تحرير درآمده در  ساعت 0:56  به قلم ماهٍ تابان  |