تبليغاتX
بنده عاصی
یا رحمن
  

می خوام بپرم تو بغلتو داد بزنم خدای من٬ چشام پر اشکه٬ اما

 نمی تونم گریه کنم٬ اما دلم پر اشکه٬ نه دریای  طوفانی .

دارم گریه می کنم٬ همه تعلقاتمو اشک چشمام داره می بره٬

اما بازم گریه می کنم . بازم تو دلم گریه می کنم از دست خودم٬

از نامردی خودم . از بی مرامی

حتی روم نمیشه به خودم این حرفا رو بزنم که بی مرام حتما باید

 گناه کنی و وقتی سیاه شدی بیای و زار بزنی و بگی دلت برا

عزیزت تنگ شده . برا خدا

برا همه چیزت...

نمی شد بی گناه همیشه و هر روز تو بغل گرم و لطیفش دلتو

 بسپری و بعد ببینی با دلت چیکار میکنه

راستی خیلی قشنگ گفته ( اون عاشق به تمامه . همونی که

 عالم مثلشو ندیده.همونی که وقتی اسم دلفریبش هر جا برده

 میشه خود خدا و عرش و ملائکش براش گریه می کنن.

 آخه عاشقی هم رسمو رسوماتی داره.

 اما اون یه جوری عاشقی کرد که بساط همه عاشقا رو با

عاشقی کردنش ریخت به همو و دکونشونو تخته کرد.

 آره اباعبدالله. همونی که همه به نام پدر علی اصغر

 می شناسنش )

 انا قتیل العبره ( من کشته اشک چشمم ) و یکی از

 عاشقای همین آقای ناز و نازک دل که دلشو بد رقم شکستن

 اونم نه یه بار و نه دوبار.

 از یه صبح تا غروب یه ریز و نامردونه

( شهید آوینی) این جمه رو خیلی نازک تفسیر میکنه:

( اشک حیات قلب است)

و کسی که بر حسین گریه می کند قلبش زنده می شود.

 از این روست که می گوید من کشته اشک چشمم که گریه

 کنندگانم بگریند بر من٬ تا زنده گردد دل زنگ گرفته به غبار

گناهشان.

خدایا چی بگم .

بهتره همین اول اعتراف کنم مثل همیشه     هیچی واسه

گفتن ندارم و لال شدم .

بگم دوست دارم . یعنی کلمه دوست داشتن میتونه احساس

 درونیمو بگه . نه

حتماً  نه

حتماً

+ به رشته تحرير درآمده در  ساعت 15:27  به قلم ماهٍ تابان  | 

 

خيلي دلم مي خواست و ميخواد مثلش ميشدم اما نميتونم يا

بهتر بگم نميشه .

چرا شو نميدونم اما ميدونم كه مثل اون شدن يه چيزايي ميخواد

 كه هر آدمي مثل من نداره

بايد پيداش كرد ...

زحمت براش باس كشيد

يه كم از حرفاشو كه بخونيد ميفهميد كي بوده و هنوزم كي

 هست

 

هنوز مي ترسم كه خداي بزرگ را ، رو در رو ملاقات كنم و

مي برسم كه به خانه اش قدم بگذارم . هنوز خود را آماده

پذيرش مطلق او نمي بينم و هنوز در گوشه هاي دلم خواهش هاي

 پست مادي وجود دارد . هنوز زيبارويان دلم را تكان مي دهند

 و هنوز دلم در گرو مهر همسرم مي لرزد . هنوز ياد دردناك

 كودكان فرشته صفتم ، رو ح مرا سراپا مملو از درد و اندوه ميكند.

هنوز دست از حيات نشسته ام و هنوز جهان را سه طلاقه

نكرده ام.

هنوز مهر زندگي در عروقم مي دود و هنوز از همه چيز به كلي

نا اميد نشده ام . هنوز قلب و روح خود را يكسره وقف خدا

نكرده ام...

مقاديري از خواهش ها و لذات را فراموش كرده ام و از بسياري

 مردم ، دوستان و كسان قطع اميد نموده ام. اما ... خود را گول

نمي زنم، اما در زواياي دلم آرزو و اميد و خواهش وجود دارد.

 هنوز يكسره پاك نشده ام، هنوز دلم جايگاه خاص خدا نشده

 است.

 لذا از ملاقاتش مگريزم،

 با اين كه در حيات خود هميشه با او راز و نياز ميكنم،

هميشه او را ميخوانم، هميشه در قدومش اشك مي ريزم...

او را خيلي دوست ميدارم . او خداي من است. محرم راز و نياز

 من است.

همدم شب هاي تار من است . تنها كسي است كه هرگز مرا

ترك نكرده است و من نيز هرگز يادش را از ضمير نبرده ام.

سراپاي وجودم سرشار از عشق محبت به اوست،

اما از او مي ترسم ، از حضورش شرم دارم ،

دائما از او مي گريزم ، او را ميخوانم،

 از پشت پرده با او راز و نياز ميكنم، با او مكاتبه ميكنم، ...

او هميشه آماده است كه مرا در هر كجا و در هر شرايطي

ملاقات كند.

 اما اين منم كه خود را شايسته ملاقاتش نمي بينم.

 از ترس و كوچكي خود شرم ميكنم،

 از او ميگريزم.

+ به رشته تحرير درآمده در  ساعت 0:36  به قلم ماهٍ تابان  | 

 

سلام 

 نمیدونم بعد از این همه مدت که نبودم یعنی بهتر بگم نتونستم که باشم چی بگم

انقدر حرف دارم یا نه شکوه یا یا  حرفای مگو که تو دلم تلنبار شده و

 نمیدونم کدومشو بگم

به هر حال معذرت از اینکه به روز نشدم

با چی شروع کنم تو سال جدید که حتما منم یه آدم جدیدیم نمیدونم اما ...

راستی عیدتون مبارک . یا جشن هسته ای مبارک یا میلا د رسول اعظم  یا ...

نمیدونم ...

اما میدونم که دامنم پر گناهه . گناه که میسوزنه ها . راستی چه سخته

آدم خودشو بتونه عوض کنه ها اگه شما تونستید به منم بگید چه جوری .

 

 

شاید هیچکسی اینا رو نخونه اما مگه من واسه کسی مینویسم ......

فرضم اینه که صفحه کارناممه

 اینطوریه دیگه

 اما از این خیلی خیلی سیاه تره .

 چی دارم میگم من اصلا یادم نیست چی دارم میگم که اینطوری میگم

اما

 نباید اینطوری بگم باید یه طور دیگه بگم .

خدای قشنگم دوست دارم ببخشم

تو که اینا رو میخونی حتما میخونی .

یا ستار العیوب

 یا غفار الذنوب

یا قابل التوب

یا غافر الذنب

اعفر ذنوبی که رو هم جمع  شده رو که حتی نمیزاره گریه کنم و داد بزنم

 ...

 

 کلها

 

(هركس به تمنا ي كسي غرق نياز است

هركس به سوي قبله ي خود رو به نماز است

هركس به زبان دل خود زمزمه ساز است

با عشق در اميخته در راز و نياز است

اي جان من تو

جانان من تو.....!

در مذهب عشق ايمان من تو...!

هيهات كه كوتاه شود با رفتن جان...

اين دست تمنا كه به سوي تو دراز است)

+ به رشته تحرير درآمده در  ساعت 0:28  به قلم ماهٍ تابان  |